غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

595

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

فرمود بنابرآن خطبا هرگاه بنام آن پادشاه عالىشان ميرسيدند ميگفتند كه ( صاحب مكه و عبيدها و اليمن و زبيدها و مصر و صعيدها و الشام و الصناديدها و الجزيره و وليدها سلطان القبلتين و رب العامتين و خادم الحرمين الشريفين ابو المعالى محمد بن الملك العادل ناصر الدين خليل امير المؤمنين ) وفات ملك كامل در آخر روز چهارشنبه بيست و يكم ماه رجب سنه خمس و ثلثين و ستمائه در قلعهء دمشق روى نمود مدت عمرش نزديك بچهل سال بود گفتار در بيان وفات بعضى از امرا و حكام ولايت يمن و مصر و شام در تاريخ امام يافعى مسطور است كه در سنهء ست و عشرين و ستمائه ملك مسعود يوسف بن ملك كامل كه در سنه اثنى عشر و ستمائه بموجب فرموده جد خود ملك عادل لشكر بيمن كشيده آن مملكت را بتحت تصرف درآورده بود و بلاد حجاز را نيز مسخر كرده حكومت مىنمود در مكه شريفه وفات يافت و در وقت مرض وصيت فرمود كه از متملكاتش چيزى در تجهيز و تكفين او صرف نكنند و جسدش را بشيخ صديق كه در سلك اعاظم صلحا انتظام داشت تسليم نمايند تا از وجه حلال برنهج سنت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم تجهيز و تكفين كند امرا و اركان دولت او بموجب وصيت عمل نموده شيخ صديق كفن آن پادشاه نيكو اعتقاد را از رداء و ازارى كه به آن حج و عمره گذارده بود ترتيب كرد و او را در ميان قبور مسلمانان مدفون گردانيد و چنانچه وصيت كرده بود فرمود تا بر قبرش نوشتند كه ( هذا قبر المفتقر الى رحمة اللّه تعالى يوسف بن كامل بن ابى بكر بن ايوب ) و چون خبر فوت ملك مسعود بمصر رسيد ملك كامل بغايت محزون و غمگين گشته بمراسم تعزيت قيام نمود و در سنهء اثنين و ثلثين و ستمائه مقدمة الجيش ملك كامل صواب خادم كه در شجاعت ضرب المثل بود وفات يافت و ازو صد غلام ماند كه جمعى از آن بمرتبه امارت رسيدند و همدرين سال ملك زاهد بن السلطان صلاح الدين يوسف كه مكنى و موسوم بابو سليمان داود بود و در قلعه بيره حكومت مينمود بعالم آخرت توجه فرمود و او بعد از فوت ملك عزيز بن ملك ظاهر كه برادرزاده ملك زاهد بود آنقلعه را متصرف گشت و در سنهء ثلث و ثلثين و ستمائه ملك محسن احمد بن السلطان صلاح الدين يوسف درگذشت و او در علم حديث و ساير علوم معقول و منقول بغايت ماهر بود و در تواضع و تزهد مبالغه ميفرمود و در سنهء اربع و ثلثين و ستمائه ملك غياث الدين محمد بن ملك ظاهر غازى بن صلاح الدين يوسف در حلب بعالم آخرت توجه نمود و او بعد از فوت پدر خويش ملك ظاهر در سن چهار سالگى بر سرير فرماندهى نشسته بود و اتابك او بسرانجام امور پادشاهى مشغولى ميكرد و در سنه خمس و ثلثين و ستمائه ملك اشرف در دمشق وفات يافته برادرش ملك صالح كه اسمعيل نام داشت قايم‌مقام شد و ملك كامل لشكر بدمشق كشيد و اسمعيل در شهر